۱۳۸۸/۰۵/۱۸

خدا پرستی یا هوس پرستی !؟


گاه خداپرستی و تقوا در یک روح احمق و پست ، نفرت بار و زشت می گردد همچنان که هوس پرستی و هوا در یک روح لطیف و بلند ، زیبا و خدایی می شوند .

اگر خدا این است من دگر خدا ناشناسم ، خدای که روزگار بندگانش را سیاه می کند و از سرکشی خود آنها را در خون و بدبختی فرو می برد ، حقارت و بدبختی آفریدگان خود را می بیند و هیچ کاری نمی کند مگر خداست ؟
خدای که مردانه بر تن زنان می تازد و آنها را جنس دوم قلمداد می کند ، خدای که در بین بندگانش تبعیض قائل می شود و بجز مرگ و سنگ و خشونت دگر چیزی به آنها نبخشیده است مگر خداست ؟
خدای می خواهم که مهر زنانه داشته باشد و بداند محبت چیست ، نه مردانه خاکها را به خون بکشد ؛ خدای می خواهم که آشفتگی او همانند آشفتگی گیسوان بانوان زیبا رو دلهای بی قرار را آرامش ببخشد نه خدای که آشفتگی اش قهر زمین و زمان را در پی داشته باشد .
آری راست می گویم از خدای مرد خسته شدم چون بجز قهر ، خرابی ، خون ، خونریزی ، ویرانی و سرکشی از او هیچ ندیدم ، من خدای هوا و هوس را می خواهم ، خدای محبت ، خدای آرامش و خدای زندگی ، گر چه شما این را هوس پرستی می نامید ولی من می پرستمش چون خدای من است .

پی نوشت :
نقاشی از پریا سبوکی

1 نظرات:

باران در

واقعا درست نوشتید دوست من این یک
احساس مشترک است که خیلی از همو طنان
ما را در این زمان به یکدیگر پیوند
می دهد.
همیشه موفق باشید

ارسال یک نظر