۱۳۸۸/۰۶/۱۳

با زبان آتش و آهن سعیده را کشتند


سعیده پورآقایی خواهر دوست و هم رزم عزیزیمان سپیده پورآقایی بدست حکومت جمهوری اسلامی به قتل رسید ، به صورتی که نمی توان درد و احساس را در این مورد با هیچ زبانی بیان کرد ، به این دوست عزیزمان و خانواده گرامیشان تسلیت می گویم و برایشان آرزوی صبر و بردباری می کنم ، زبانی که با آن سعیده را ناجوان مردانه کشته اند زبان آتش و آهن است روحش شاد و یادش گرامی


تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

تصنیف : زبان آتش
اجرا : استاد محمدرضا شجریان
شعر: فریدون مشیری
آهنگ: مجید درخشانی

لینک دانلود شماره یک
لینک دانلود شماره دو