۱۳۸۸/۰۷/۰۶

موج !


برای روزهای که تیره تر از شبهای تیره هستند باید چاره ای کرد ! در این راه بی راهی و بی راهنمایی چگونه گم شده ام که خودم را غریبه می پندارم . یاران آشنا ز خود مرا رها کردند !
آزادی غریب شد ، یاران غریبه ! مگر می شود دل را با این همه بی راهی آزاد رها کرد ؟ دستم نگرفتند مرا به بیراهه ها راندند تا از این بیراهی به گمراهی برسم . من را در تنگنای زمانی که خود سیاه است قرار دادند تا به آنچه که می خواهم نرسم !

منم آنموج بی ارام و سر کش که سرگردان بدریای فریبم
مرا دیگر رفبقو همدمی نیست
بشهر نابسامانی غریقم

با غرور و با شتاب
بر سینه ی نرم اب
دیوانه ای خزیدم
در غایت خود خواهی
در انبوه سیاهی
جز خود نمیشنیدم
خروشانو بسته چشم
با کوله باری از خشم
میرفتم از خشم خود
دنیا رو ویرا نه سازم
دردفتر زندگی از خود افسانه سازم
اما از بازی زمان گمراهو غافل بودم
در اوج پرواز هوای خواهش دل بودم
در سر نبود اندیشه ای جز فکر ویرانگری
غافل من از افسانه ی طوفانو ساحل بودم
موجم ولی خاموشو خسته
با دست خود درهم شکسته
اری من آن کوه غرورم
درمانده و از پا نشسته
پیچیده طوفان در وجودم
شد پاره از هم تارو پودم
در لحظه های واپسین پیک اجل امد مرا
افتادمو از پا نشستم
بیداد طوفان انچنان بر سنگ ساحل زد مرا
چون شیشه ای درهم شکستم
گفتم بخود ای موج سرگردان که اخر
بنگر بخود چه بوده ای اکنون چه هستی
حاصل چه بود از ان غرور بیدلیلت
آخر بدست صخره ی ساحل شکستی
موجم ولی خاموشو خسته
با دست خود درهم شکسته
اری من آن کوه غرورم
درمانده و از پا نشسته
موجم ولی خاموشو خسته
با دست خود درهم شکسته
اری من آن کوه غرورم
درمانده و از پا نشسته
موجم ولی خاموشو خسته
با دست خود درهم شکسته
اری من آن کوه غرورم
درمانده و از پا نشسته
موجم ولی خاموشو خسته
با دست خود درهم شکسته
اری من آن کوه غرورم
درمانده و از پا نشسته
اری من آن کوه غرورم
درمانده و از پا نشسته
اری من آن کوه غرورم
درمانده و از پا نشسته

آهنگ : موج
آلبوم : موج
خواننده : زنده یاد بانو مهستی
لینک دانلود

۱۳۸۸/۰۶/۲۷

آقایان سپاهی آنقدر هشدار بدهید تا هشدارنامه دانتان پاره شود !


دگر صبح است و پایان شب تار است
دگر صبح است و بیداری سزاوار است
دگر خورشید از پشت بلندی ها نمودار است
دگر صبح است
دگر از سوز و سرمای شب تاریک ، تن هامان نمی لرزد
دگر افسرده طفل پابرهنه ، از زبان ما در شب ها نمی ترسد
دگر شمع امید ما چو خورشیدی نمایان است
دگر صبح است
کنون شب زنده داران صبح گردیده
نخوابید ، جنگ در پیش است
کنون ای رهروان حق ، شب تاریک معدوم است
سفیدی حکم و در دادگاهش هر سیاهی خرد و محکوم است
کنون باید که برخیزیم و خون دشمنان تا پای جان ریزیم
دگر وقت قیام است و قیامی بر علیه دشمنان است
سزای حق کشان در چوبه ی دار است
و ما باید که برخیزیم
دگر صبح است
چنان کاوه درفش کاویانی را به روی دوش اندازیم
جهان ظلم را از ریشه سوزانده ، جهان دیگری سازیم
دگر صبح است
دگر صبح است و مردم را کنون برخاستن شاید
نهال دشمنان را تیغ ها باید
که از بن بشکند ، نابودشان سازد
اگر گرگی نظر دارد که میشی را بیازارد
قوی چوپان بباید نیش او ببندد
اگر غفلت کند او خود گنه کار است
دگر صبح است
دگر هر شخص بیکاری در این دنیای ما خوار است
و این افسردگی ، ناراحتی ، عار است
دگر صبح است و ما باید برافروزیم آتش را
بسوزانیم دشمن را
که شاید همره دودش رود بر آسمان شیطان
و یا همراه بادی او شود دور از زمین ها
دگر صبح است
دگر روز تبه کاران به مثل نیمه شب تار است
خسرو گلسرخی

آقایان شما که حضور مردم را بعد از تهدیدات رهبرتان در نماز جمعه خرداد ماه دیدید ! این مردمی که از تهدید بزرگ شما نمی ترسند چرا باید از هشدار نوچه ها و سگ های وحشی او بترسند ؟ اینجا برای ما که خس و خاشاکمان کردید چیزی برای باختن وجود ندارد شما باید بترسید که طوفان این خس و خاشاک کورتان خواهد کرد .
کودتا کرده اید ! جوانان و مردم بی گناه را به گلوله بسته و آنها را در خون غلتانده اید ، دانشگاه و دانشجویان را به خاک و خون کشیدید ، به دختران و جوانان در زندان تجاوز کرده اید آنها را زیر شکنجه کشته اید ، فعالان و بی گناهان را زندانی کرده اید ! دیگر چه کاری مانده که نکرده باشید و ما از آن بترسیم ؟
هفته هاست که یکصدایی و همبستگی خس و خاشاک لرزه بر تن شما آقایان انداخته است ! رسانه دروغ پراکنی نهاد رهبری ( صدا و سیمای سابق ) آنچنان دروغ های می گوید که دیگر حرف راستش را هم مردم باور نمی کنند ! خوب فردا می خواهید تفنگ بیاورید ! بسیجی ها و لباس شخصی ها و اطلاعاتی ها را در خیابان ها به جان مردم بیندازید ! مگر قبلا این کارها را نکرده اید که از این هشدارها می دهید !؟
این فرزندان غیور ملت که در هشدارنامه یتان به آنها اشاره کرده اید چه کسانی هستند ؟ آخر رهبر و رئیس کودتای شما ( احمدی نژاد ) هم از این ملت زیاد سخن می گویند ! من فکر می کنم منظور از ملت برادران و خواهران سپاهی و بسیجی و اطلاعاتی هست ! اینجا باید گفت که این فرزندان غیور سی سال است که جواب مردم را می دهند چه برسد به فردا !

خوب زیاده نگوییم غرض حالگیری بود که گرفته شد خواستم بگم که آقایون سپاهی شما به فکر خودتان باشید اگر قرار بود با این هشدارها از میدان به در بشیم اصلا وارد میدان نمی شدیم ، پس مقاومت خواهیم کرد در مقابل شما و حکومت ظالمی که رهبرش همچون سید علی خامنه ای باشد .

۱۳۸۸/۰۶/۲۵

روز قدس را روزی سبز و پرشکوه برای ایران می کنیم


باید که دوست بداریم یاران
باید که چون خزر بخروشیم
فریادهای ما اگر چه رسا نیست
باید یکی شود
باید تپیدن هر قلب اینک سرود
باید سرخی هر خون اینک پرچم
باید سرخی هر خون اینک پرچم
باید که قلب ما
سرود ما و پرچم ما باشد
باید در هر سپیدی البرز
نزدیک تر شویم
باید یکی شویم
اینان هراسشان ز یگانگی ماست
باید که سر زند
طلیعه خاور
از چشم های ما
باید که لوت تشنه
میزبان خزر باشد
باید که کویر فقیر
از چمشه های شمالی بی نصیب نماند
باید که دست های خسته بیاسایند
باید که خنده و اینده ، جای اشک بگیرد
باید بهار
در چشم کودکان جاده ی ری
سبز و شکفته و شاداب
باید بهار را بشناسند
باید جوادیه بر پل بنا شود
پل
این شانه های ما
باید که رنج را بشناسیم
وقتی که دختر رحمان
با یک تب دو ساعته می میرد
باید که دوست بداریم یاران
باید که قلب ما
سرود و پرچم ما باشد
خسرو گلسرخی

روز جمعه 27 روزیست که باید با مشت های گره کرده بر دهان رهبر دیکتاتور و کودتاگران بزنیم ، روزی که از هفته های قبل لرزه بر اندام حاکمان ظالم و ستمگر انداخته است ، در کنار هم شانه به شانه و دست به دست در مقابل این حکومت مقاومت خواهیم کرد . در این روز باید از همه نمادهای سبز استفاده کنیم پس می توانیم یکی از کارهای زیر را انجام دهیم :

1- اعلامیه و اطلاعیه های موجود را به اندازه ای که در توان داریم پرینت کرده و پخش کنیم .
2- بادکنک و لوازم سبز رنگی که می توان حمل کرد با خود بیاوریم .
3 - اگر پیراهن ، تی شرت ، روسری ، مانتو ، شلوار و کفش سبز رنگ داریم آنها را بپوشیم .
4- فیلم ها ، تصاویر و آهنگ های موجود را از طریق سی دی تکثیر و بین مردم پخش کنیم .
5- فایل های موجود از حوادث اخیر بر روی گوشیهایمان را برای دیگران ارسال کنیم .
6- به همراه خانواده یا دوستان یا آشنایان در راهپیمایی پر شور و میلیونی سبزها شرکت کنیم


۱۳۸۸/۰۶/۱۳

با زبان آتش و آهن سعیده را کشتند


سعیده پورآقایی خواهر دوست و هم رزم عزیزیمان سپیده پورآقایی بدست حکومت جمهوری اسلامی به قتل رسید ، به صورتی که نمی توان درد و احساس را در این مورد با هیچ زبانی بیان کرد ، به این دوست عزیزمان و خانواده گرامیشان تسلیت می گویم و برایشان آرزوی صبر و بردباری می کنم ، زبانی که با آن سعیده را ناجوان مردانه کشته اند زبان آتش و آهن است روحش شاد و یادش گرامی


تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

تصنیف : زبان آتش
اجرا : استاد محمدرضا شجریان
شعر: فریدون مشیری
آهنگ: مجید درخشانی

لینک دانلود شماره یک
لینک دانلود شماره دو