‏نمایش پست‌ها با برچسب بهنود شجاعی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بهنود شجاعی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸/۰۷/۲۰

در سوگ بهنود شجاعی

در سوگ بهنود شجاعی
قربانی جهل شد در آستانه آزادی دیگر آسمان را از پشت میله های سرد زندان بی روح نخواهد دید قربانی کینه ورزی شد در حسرت آزادی رنگ آبی آسمان را دوست نخواهد داشت دیگر طناب دار او را به بازی نخواهد گرفت زوزه تنهایی در سلول تنها به گوش او نخواهد رسید خاک آغوشش را برای عریانت گشوده است با وزش نسیم سحرگاهی و بوسه های طناب دار بر گردن تو مرگ واژه آزادی را به تو تقدیم می کند دگر نه حسرتی نه آسمانی نه آهی نه التماسی فقط آزادی و حال من در اینجا در سوگ مرگ تو کدام آواز را زمزمه کنم ؟ در اینجا که مردن بدست غاصبان انسانیت میسر است و اه که هر روز انسانیت می میمیرد در اینجا که ، هراس های بیهوده چنان در دلهای تاریک نفوذ کرده که روشن دلان نیز تر سو وار چراغ دلشان را خاموش کرده اند در شهر پر آشوب کدوم آوزا را زمزمه کنم ؟ در این شهر که دزدان عدالت و صداقت را در خود جای داده است و اطراف آن کمینگاه دزدان معرفت و صمیمت شده است و بدست انسان کش ها و جلادان پر آوازه شده است در این شهر که مردمان بی شناخت آواز شناخت را با صدای بلند و با ساز بی توجهی می خوانند و می رقصند و زین غفلت نیز بی هیچ دلهره ای ...