جشن دلتنگي مهسا امرآبادي !

مهسا نمی دانم در سلولی که در آن حبس هستی اصلا یادت هست که امروز تولدت هست یا نه ؟ نمی دانم و نمی توانم بدانم که چه حالی داری ، به فکر خودت هستی یا به فکر بچه ای که در شکم داری ؟ ولی این را می دانم روزهای ما بهتر از روزگار در بند نیست ! حال ما خوشتر نیست ما هم در این روزگار و در مکانی دگر زندانی هستیم ! ولی مهسا ما هیچ چیزی نداشته باشیم همدیگر را داریم دوستانی که یکدیگر را ندیده ایم و شاید هیچ موقع نخواهیم دید چنان همبسته و یکی هستیم که دشمنانمان همیشه لرز بر تن دارند پیوند ما عمیقتر و زیباتر است آن هم برای آزادیست و افتخار می کنم کنار انسان های همچون تو به این هدف والا می اندیشم ! روزمرگی ها دیگر تکراری نشده اند مهسا ، در گذران زندگی هر روز به فکر آزادی دوستان در بند هستیم و امروز ابر سنگینی هوای خانهایمان را تاریک و گرفته کرده است تولدت را در آن خانه غریب به تو تبریک می گویم !
امروز سالروز تولد مهسا امرآبادي، خبرنگار روزنامه اعتماد ملي است كه بيش از دو هفته است كه بازداشت شده و هيچ خبري از او به خانواده اش ندادهاند. به گفته مادرش، وي باردار است و همين موضوع نگرانيها را نسبت به سلامت او افزايش داده است. دوستان او در روزنامه جشن تولد او را با دلتنگيهاي خود گره ميزنند.
پی نوشت :
عنوانی دگر :
دل نوشته همسر یک زندانی به حداد عادل و یک سوال ساده در مورد عدالت : آقای حداد عادل! راه عدالت از مدرسه فرهنگ شما میگذرد یا از سلول انفرادی اوین؟ - فاطمه شمس


