‏نمایش پست‌ها با برچسب محمد رضا شجریان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محمد رضا شجریان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸/۰۵/۱۲

فریاد ، خانه ام آتش گرفتست ؛ استاد شجریان

فریاد ، خانه ام آتش گرفتست ؛ استاد شجریان
خانه ام آتش گرفتست آتشی جانسوز هر طرف می سوزد این آتش پرده ها و فرش ها را تارشان با پود من به هر سو می دوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خنده هایم تلخ و خروش گریه ام ناشاد از درون خسته سوزان می کنم فریاد ، ای فریاد خانه ام آتش گرفتست آتشی بی رحم همچنان می سوزد این آتش نقش هایی را که من بستم به خون دل بر سر و چشم درو دیوار در شب رسوای بی ساحل وای بر من وای بر من سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم بدشواری در دهان گود گلدان ها روز های سخت بیماری از فراز بامهاشان شاد دشمنانم موزیانه خنده های فتحشان بر لب بر من آتش بجان ناظر در پناه این مشبک شب من بهر سو می دوم گریان از این بیداد می کنم فریاد ، ای فریاد وای بر من همچنان می سوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان وانچه دارد منظر و ایوان من بدستان پر از تاول این طرف را می کنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش زان دگر سو شعله برخیزد ، بگردش دود تا سحرگاهان که میداند که بود من شود نابود خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا : « مشت خاکستر » وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب مهربان همسایگانم ازپی امداد سوزدم این آتش ب...

۱۳۸۸/۰۱/۰۹

از خون جوانان وطن لاله دمید ه

از خون جوانان وطن لاله دمید ه
هنگام مي و فصل گل و گشت چمن شد دربار بهاري خالي از زاغ و زغن شد از ابر كرم خطه ي ري رشك ختن شد دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد چه كجرفتاري اي چرخ چه بدكرداري اي چرخ سر كين داري اي چرخ نه دين داري نه آيين داري اي چرخ از خون جوانان وطن لاله دميده از ماتم سر قدشان سر خميده در سايه گي بلبل از اين غصه خزيده گل نيز چو من در غمشان جامه دريده چه كجرفتاري اي چرخ چه بدكرداري اي چرخ سر كين داري اي چرخ نه دين داري نه آيين داري اي چرخ از اشك همه روي زمين زير و زبر كن مشتي گرت از خاك وطن هست بسر كن غيرت كن و انديشه ايام بتر كن واندر جلو تير عدو سينه سپر كن چه كجرفتاري اي چرخ چه بدكرداري اي چرخ سر كين داري اي چرخ نه دين داري نه آيين داري اي چرخ عارف قزوینی در سال 1261 خورشیدی در قزوین زاده شد و چون صدای خوشی داشت از خردسالی نزد حاجی صادق خرازی به فراگیری آواز خوانی پرداخت ارف از آن پس در میان همه عشق های روزگار که به قول خودش "عشق نبود، عاقبت ننگی شود"، بیش از همه دل به عشق وطن بست و به یاد مردم وطن خود زندگی کرد. عارف خود به اهمیت نقشی که در جامعه موسیقی سنتی ایران ایفا کرده، واقف است. در ج...