‏نمایش پست‌ها با برچسب زندگی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندگی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸/۰۹/۱۰

برای مقابله با ایدز چشمهایت را باز کن !

برای مقابله با ایدز چشمهایت را باز کن !
ایدز یکی از بیماریهای هست که در بسیاری از جوامع بخاطر مشکلات اجتماعی ، فرهنگی و حکومتی نادیده گرفته میشه از جمله ایران که بخاطر بسیاری از فرهنگ های اشتباه اطلاع رسانی در این مورد و چگونگی مقابله با آن صورت نمی گیره و بسیاری از اشخاصی که در این جامعه زندگی می کنند نا آگاه از این بیماری خاص قربانی آن میشوند . اصولا زنان و دختران از اصلی ترین قربانیان این بحران جهانی هستند ، در بسیاری از مواقع روسپیان به دلیل خود بینی و بی احتیاطی مردان دچار این بیماری می شوند چرا که مردان دوست دارند در هنگام برقراری ارتباط جنسی از وسیله های محافظ استفاده نکنند و این خطر مبتلا شدن روسپیان را افزایش می دهد . کودکان نیز بی گناه ترین و مظلوم ترین قربانیان این بحران هستند که بی آنکه خود بخواهند از مادرخویش این بیماری را به ارث می برند و در طول زندگی خود رنج های بسیاری را متحمل می شوند . به امید اینکه تابوهای که باعث عدم آگاهی مردم در این مورد می شوند شکسته شوند و مردم منع های اخلاقی و فرهنگی را که باعث گسترش این بیماری هستند کنار بگذارند تا بتوان دنیایی شاد و بدون بحران را ساخت . ایدز سرنام عبا...

۱۳۸۸/۰۹/۰۹

روزگار له شدن زیر سنت و مذهب !

روزگار له شدن زیر سنت و مذهب !
صفحه ها مشکوک ذهن ها بیمار آدمیت مُرده ابدیت برجاست نُسخه ها پیچیده گورها کنده شده آخرهرحس غریب خاطره ها نالیده آزادی زندانیست دلها پژمرده نفرین دوعالم برتن ما خورده خاک اینجا چه نجیب تن آنها نجس است گور اینها کجاست تا که بهرام بگیرد برلبش سنگ گذارد تاکه دندان نزند به رگ خون عزیزان وطن بَه چه نزدیک می بینم روزی را که خود نیزدرآن می سوزم ولی از شرم همین صد رویان بهتراست دست دعا برگیرم ترس از آن روزنیست مرا ولی دیرنپاید... خود در آن چاه بیفتید که بدست خودتان کنده شده ازبرای آزارهمین مردم ترس ازآن صبر گرانمایه مردم دوزخی ازنوع بشرحاصلتان می بینم آن دیار که هرگز ازظلم شکایت نکند ویران است موطنی را که ازاین جرم حکایت نکند ایران است پس بدانید روز بدرود من نزدیک شده چون صبرایوب رو به پایان است فقط برخیز که صحنه مُهیا شده وُ زمان در طول حرکت دچار تغییرشده کی گفته نباید سنت ها رو بکشنی ؟ من جون میدم ولی زیر زور شما نمی رم ! حاضر نیستم بخاطر احترام و هیچ سنتی زیر بار حرف زور و ظلم برم ، تو مملکتی که پدرها پسر خودشون رو می کشند و دخترها بخاطر آزادی از خانواده ها طرد می شوند و زیر ظلم جان می ...

۱۳۸۸/۰۹/۰۷

غریب از کاواک ! Nostalgic

غریب از کاواک ! Nostalgic
وضعیت جامعه را با صدای اعتراض خواننده های رپ می توان به راحتی فهمید و این غریبی احساسی هست که در همه ما وجود دارد ولی بسیاری از ما آن را ندیده می گیریم و نسبت به اطراف خود بی خیال می شویم ... بیا با هم به یه سفری که دو حرفه بریم آینده ات رو درست توی گذشته ببین باید سوار بشی روی دو اسب یاد یه جورایی گم شدی توی گذشته ها کسی آینده اش رو خوب ندید و ندیده فرق زندگی تو توی قدیم و جدیده انسانیت غده خراب توی بدنه قدیم خاک تو سر بود الان توی دهنه یه زمانی لوطی گر بود ثروت مرد الان مجبور میشی بگی غیرته پر ستاره ها روی شونه ای دل برق میزد قدیم فاعل و مفعول خیلی فرق می کرد ارزشت اینقدره شدی از پولا تاریک قدیم سیبل ها پهن بود الان ابروها باریک خود واقعیت رو چی تا حالا خواب دیدی آب بابا خوندی ولی بابا آب میدی اینا دست تو نیست تقدیر وحشیه تو یه آدمکی تفریح بخشیته دنبال آدم برو ، آدم ببین مثل آدم زنده باش ، آدم بمیر دل من جا موند از همه دل من تا خوند از غمش که بگم داستان زندگی ما رو جا گذاشت و رفت واسه پیداش شدن باید تا کجاشو گشت حقیقت پیداست توی سفره خیال می گه زندگی خوابه یه مرده بیدار دیروز و باخت ...

۱۳۸۸/۰۹/۰۵

سرگشته ام ! از کدام درد بنالم ؟

سرگشته ام ! از کدام درد بنالم ؟
من در اینه سخن می گویم با تو دارم سخنی با تو ای خفته به هر موج نگاهت فریاد با توام ای همدرد با تو ام ای همزاد با تو ای مرد غریبی که در اینه می نگری گوش کن با تو سخن میگویم من غریب و تو غریب از همه خلق خدا تو به من همنفسی غیر تو همسخن و همدل من در همه ملک خدا نیست کسی های ای محرم من روی در روی تو فریاد کنم تا به دادم برسی خرم آن لحظه که با دیده ی اشک آلوده در تو بگریزم و دراینه با هم باشیم ساعتی هم سخن و همدل و همدم باشیم برق اشک تو در اینه ی چشمت پیداست شرم از گریه مکن اشک همسایه ی ماست من و تو چون هر روز مات و خاموش به مهمانی اشک آمده اییم در دل ما اشک است اشک تنهایی و تنهایی ها اشک دیدار ستم ها و شکیبایی ها من و تو خاموشیم من و تو غمزده ایم من و تو همدل ماتمززده ایم گوش کن ای همزاد با زبان نگهم با تو سخن می گویم از نگاهم بشنو رخصت گفتار کجاست دل به یاران دروغین مسپار واژه ی یار دروغست بگو یار کجاست لحظه ی درد دل وموسم دلتنگی ها وعده ی ما وتو در عمق دل اینه است بهتر از اینه منزلگهدیدار کجاست با تو راز دل خود راگ...

۱۳۸۸/۰۹/۰۲

کلمات غریب و رنج آور !

کلمات غریب و رنج آور !
در طی این چند سال اخیر در عمل واژه ها و کلمات زیادی رو با تمام وجود حس کردم که به نوعی غریب و رنج آور بودن و هستن ، خیلی اوقات نمی تونم چنین چیزهای رو درک یا تحمل کنم و واقعا برام رنج آور و غیر قابل تحمل میشه . خودبینی ، خودخواهی و مغرور بودن ! صداقت نداشتن و دو رویی و دروغ گویی ! بزرگنمایی و کوچ شمردن افراطی انسان ها ! مصلحت بینی و منفعت طلبی ! قدرت نمایی و مظلوم نمایی ! تعصب ، کوردلی و جهل ! حکومتی فاسد و جنایت پیشه جمهوری اسلامی نیز از این عوامل که در درون تک تک ماهاست برای حفظ خود استفاده می کند و این سرزمین را با تمام وسعتش و مردمان ، ویران و نابود می کند . بسیاری اوقات با وجود چنین جامعه ای و چنین افرادی وجود انسان سرساز از نفرت و احساس بیهودگی و پوچی میشه که این احساس های درونی به قدری زجر آور هست که می تونه هر انسانی رو به کشتن بده . امروز یکی از دوستانم پیامی فرستاد که نوشته شده بود : هیچکس نمیتوند ما را بهتر از خودمان فریب دهد ؛ این جمله رو میشه به تفکر ، شعور و حقیقت پذیری انسان ها مرتبط دونست که همیشه قصد فریب خود رو داره و امیدوارم که چنین موادری به مرور زمان در جامعه و د...