۱۳۸۸/۰۴/۱۳
جهانخواران با صدای حمیرا - تا به کی اعمال قدرت / تا به کی تحمیل ذلت

خورشید عدالت می دمد روزی / تابد به ضعیفان شوق پیروزی
خورشید عدالت می دمد روزی / بر سر رود آخر این سیه روزی
از تمدن دم زنید / اما آتش به عالم می زنید
تا به کی اعمال قدرت / تا به کی تحمیل ذلت
ای جهانخواران ظالم / ای به راه ظلم عالم
خداوندا رسان بارانی از ابر هدایت / که ره گم کردگان تعدادشان شد بی نهایت
خداوندا فغان از این همه ظلم و جنایت / به غیر از پیش تو کجا برم من این شکایت
نه خدا را بنده / نه ز خود شرمنده
ای جهانخواران ظالم / ای به راه ظلم عالم
لینک دانلود فایل صوتی
لینک دانلود فایل تصویری
خورشید عدالت می دمد روزی / بر سر رود آخر این سیه روزی
از تمدن دم زنید / اما آتش به عالم می زنید
تا به کی اعمال قدرت / تا به کی تحمیل ذلت
ای جهانخواران ظالم / ای به راه ظلم عالم
خداوندا رسان بارانی از ابر هدایت / که ره گم کردگان تعدادشان شد بی نهایت
خداوندا فغان از این همه ظلم و جنایت / به غیر از پیش تو کجا برم من این شکایت
نه خدا را بنده / نه ز خود شرمنده
ای جهانخواران ظالم / ای به راه ظلم عالم
لینک دانلود فایل صوتی
لینک دانلود فایل تصویری
ساسان آقایی:براساس اخبار تایید شده، میرحسین موسوی بازداشت نشده است
پیش از آغاز پندهای اخلاقی که گویی آب در هاون کوبیدن است و این روزها به خواندن یاسین در گوش چهارپایان میماند، لازم است بدانید و آگاه باشید که براساس تایید دوستان بسیار و از چندین و چند منبع در دسترس «مهندس میرحسین موسوی، رییسجمهوری قانونی ایران بازداشت نشده است»! آنچه در این باره خواندهاید و خوابتان را آشفته ساخته، چیزی بیشتر از یک پروپاگاندای رسانهای مشکوک و سراسر کذب بیشتر نیست که اهداف پشتپردهی ناخلفی دارد. به این البته باید افزود که شرایط کنونی میرحسین موسوی «طبیعی» نیست و شباهتی به یک «شرایط عادی» ندارد. او و خانوادهاش «تحت نظر شدید» هستند و «کنترل امنیتی» آنها آشکار و قابل لمس است، با همهی اینها تا این ساعت(بامداد روز شنبه، 13 تیرماه 88) میرحسین موسوی از سوی هیچ نهاد و دستگاهی «بازداشت» نشده و با وجود محدودیت شدید و انبوهی از موانع هنوز میتواند از طریق کانالهایی با چند دوست بسیار نزدیک خود در ارتباط باشد.
انتشار خبر بازداشت رهبر جریان اعتراضی در ایران که در دو هفتهی اخیر نیز برای چندمین بار تکرار و تکرار و تکرار شده اما از سوی دیگری نگران کننده و بیانگر یک «بیفکری و بیمسوولیتی همگانی» است. چنین شایعهی بزرگی میتواند دو روی سکه داشته باشد؛ نخست باور یک باور رایج است که میگوید، چنین اخباری را اتاقهای فکر دستگاه قدرت میسازند. در هر بحرانی، «شایعه» یک ابزار بسیار کارآمد در غیاب رفرنسهای رسمی و قابل اعتماد خبری است اما باید دانست که در جدال کنونی ایران، شایعات همآره در جهت خواستهی معترضان گام برنمیدارند و دستگاهی که قدرتمندتر و پربنیهتر و منسجمتر است نیز میتواند بهرهبرداری شایانی از ابزار شایعه داشته باشد. در نمونهی اخیر، همه با یکی از مهمترین این سودجوییها از شایعه آشنا هستیم؛ انتشار مرتب و مستمر شایعهی «بازداشت میرحسین موسوی» نهتنها از قدرت این شوک بزرگ میکاهد که چونان ماجرای چوپان دروغگو به سرگیجهی گستردهای در میان مردم دامن میزند که آیا این بار خبر راست است یا نه و موج این سرگیجه به انسجام نیمبند جنبش را نابود میکند. کمک به انتشار چنین شایعهای بیتردید بهترین کمک به دستگاه قدرت است. این دستگاه به تجزیه و تحلیل واکنشها نیز میپردازد و به این ترتیب میتواند با سنجش و میزان و عیار واکنشها، اگر روزی لازم دانست که موسوی را بازداشت کند، بهترین یا دستکم نزدیکترین پاسخ را در آستین داشته باشد، پیشبینیهای درست همآره مهمترین برگ برنده در یک نبرد هستند و ما با اشتباههای بچگانه این ابزار را به آسانی در اختیار رقیب سراپا مسلح خود قرار میدهیم. فراموش نکنید که وقتی گوش و چشم ما به شنیدن و خواندن خبر «بازداشت میرحسین موسوی» عادت میکند، دیگر شگفتزده و هیجانزده نخواهیم شد و "ابتکار عمل" از دست ما خارج میشود. ما با تکرار این شایعه و کمک به پر و بال گرفتن آن، مشت آهنین و هولناک خود را هر بار باز و بسته میکنیم تا به این ترتیب تهی شود و از سکه بیافتد.
شایعهی اخیر اما روی دیگری هم دارد که من امیدوارم در گمانهزنی آن به خطا رفته باشم. پخش شایعهی اخیر «منبع خارجی» داشت و این شگفتانگیز است که در میان صدها خبرنگار داخلی و هزاران لینک داخل ایران در کانون رویدادها چگونه چنین «خبر» برجستهای رخ میدهد اما هیچ کس نمیفهمد یا نمیخواهد آن را «درز» دهد و به یکباره خبر سر از وبلاگ و توییتر چند دوست خارج کشور درمیآورد؟ من در جایگاهی نیستم که دربارهی نیت راستین این دوستان داوری کنم، چه، دستکم یک نفر که البته نقش کوچکتری و غیرمستقیمی در پخش این شایعه داشت را از سالها پیش میشناسم و باور دارم که خبرنگاری قابل و دلسوز است. گمانهزنی من بازمیگردد به کسانی که «دادههای نادرست» را با «نیتی نادرست» به خورد دوستان دلسوخته و پیگیری با نیت پاک دادهاند. آیا آنها بهرهای میبردند؟ یک هدف میتواند، تحت فشار قرار دادن میرحسین موسوی برای «سخن گفتن» باشد. بسیاری اکنون از نیمهسکوت یک هفتهی اخیر میرحسین به تنگ آمدهاند و چه بسا با شکل دادن به چنین شایعهای تصمیم داشتند تا او را ناچار به واکنش کنند. آیا این حق را دارند؟ "خیر"؛ چرا که میرحسین موسوی حق دارد میرحسین موسوی باشد نه یک آمپلیفایر قدرتمند که سخنان باب میل ایشان را به گوش دیگران برساند! اگر رییسجمهور قانونی ایران، براساس تحلیل و شرایطی در این هفته آرامتر گام برداشته، تحت فشار قرار دادن او برای دوپینگ سرعت نه اخلاقی است و نه در راستای سیاستورزی اندیشمندانه و مدرنیزهی انسانی.
این روزها در قبال آنچه که بر ایران میگذرد، تکاتک ما «مسوولیت» داریم و بیش از هر چیز «مسوولیت خویشتندار بودن برای در کنار هم بودن». بیاییم، برای مدت کوتاهی، ایدهآلها و مرزبندیهای ذهنی و جناحی را کنار بگذاریم، به رهبری کاریزمایی که میتوان او را دوست داشت و یا از او بیزار بود به خاطر "ایران" گردن نهیم و در یک سنگر، جنبش سبز را پیش بریم. خوب است که هر یک دربارهی میزان فایده یا زیانی که کارهای روزمرهی ما بر این جنبش و آیندهی ایران میگذارد، کمی بیشتر دقت کنیم.
انتشار خبر بازداشت رهبر جریان اعتراضی در ایران که در دو هفتهی اخیر نیز برای چندمین بار تکرار و تکرار و تکرار شده اما از سوی دیگری نگران کننده و بیانگر یک «بیفکری و بیمسوولیتی همگانی» است. چنین شایعهی بزرگی میتواند دو روی سکه داشته باشد؛ نخست باور یک باور رایج است که میگوید، چنین اخباری را اتاقهای فکر دستگاه قدرت میسازند. در هر بحرانی، «شایعه» یک ابزار بسیار کارآمد در غیاب رفرنسهای رسمی و قابل اعتماد خبری است اما باید دانست که در جدال کنونی ایران، شایعات همآره در جهت خواستهی معترضان گام برنمیدارند و دستگاهی که قدرتمندتر و پربنیهتر و منسجمتر است نیز میتواند بهرهبرداری شایانی از ابزار شایعه داشته باشد. در نمونهی اخیر، همه با یکی از مهمترین این سودجوییها از شایعه آشنا هستیم؛ انتشار مرتب و مستمر شایعهی «بازداشت میرحسین موسوی» نهتنها از قدرت این شوک بزرگ میکاهد که چونان ماجرای چوپان دروغگو به سرگیجهی گستردهای در میان مردم دامن میزند که آیا این بار خبر راست است یا نه و موج این سرگیجه به انسجام نیمبند جنبش را نابود میکند. کمک به انتشار چنین شایعهای بیتردید بهترین کمک به دستگاه قدرت است. این دستگاه به تجزیه و تحلیل واکنشها نیز میپردازد و به این ترتیب میتواند با سنجش و میزان و عیار واکنشها، اگر روزی لازم دانست که موسوی را بازداشت کند، بهترین یا دستکم نزدیکترین پاسخ را در آستین داشته باشد، پیشبینیهای درست همآره مهمترین برگ برنده در یک نبرد هستند و ما با اشتباههای بچگانه این ابزار را به آسانی در اختیار رقیب سراپا مسلح خود قرار میدهیم. فراموش نکنید که وقتی گوش و چشم ما به شنیدن و خواندن خبر «بازداشت میرحسین موسوی» عادت میکند، دیگر شگفتزده و هیجانزده نخواهیم شد و "ابتکار عمل" از دست ما خارج میشود. ما با تکرار این شایعه و کمک به پر و بال گرفتن آن، مشت آهنین و هولناک خود را هر بار باز و بسته میکنیم تا به این ترتیب تهی شود و از سکه بیافتد.
شایعهی اخیر اما روی دیگری هم دارد که من امیدوارم در گمانهزنی آن به خطا رفته باشم. پخش شایعهی اخیر «منبع خارجی» داشت و این شگفتانگیز است که در میان صدها خبرنگار داخلی و هزاران لینک داخل ایران در کانون رویدادها چگونه چنین «خبر» برجستهای رخ میدهد اما هیچ کس نمیفهمد یا نمیخواهد آن را «درز» دهد و به یکباره خبر سر از وبلاگ و توییتر چند دوست خارج کشور درمیآورد؟ من در جایگاهی نیستم که دربارهی نیت راستین این دوستان داوری کنم، چه، دستکم یک نفر که البته نقش کوچکتری و غیرمستقیمی در پخش این شایعه داشت را از سالها پیش میشناسم و باور دارم که خبرنگاری قابل و دلسوز است. گمانهزنی من بازمیگردد به کسانی که «دادههای نادرست» را با «نیتی نادرست» به خورد دوستان دلسوخته و پیگیری با نیت پاک دادهاند. آیا آنها بهرهای میبردند؟ یک هدف میتواند، تحت فشار قرار دادن میرحسین موسوی برای «سخن گفتن» باشد. بسیاری اکنون از نیمهسکوت یک هفتهی اخیر میرحسین به تنگ آمدهاند و چه بسا با شکل دادن به چنین شایعهای تصمیم داشتند تا او را ناچار به واکنش کنند. آیا این حق را دارند؟ "خیر"؛ چرا که میرحسین موسوی حق دارد میرحسین موسوی باشد نه یک آمپلیفایر قدرتمند که سخنان باب میل ایشان را به گوش دیگران برساند! اگر رییسجمهور قانونی ایران، براساس تحلیل و شرایطی در این هفته آرامتر گام برداشته، تحت فشار قرار دادن او برای دوپینگ سرعت نه اخلاقی است و نه در راستای سیاستورزی اندیشمندانه و مدرنیزهی انسانی.
این روزها در قبال آنچه که بر ایران میگذرد، تکاتک ما «مسوولیت» داریم و بیش از هر چیز «مسوولیت خویشتندار بودن برای در کنار هم بودن». بیاییم، برای مدت کوتاهی، ایدهآلها و مرزبندیهای ذهنی و جناحی را کنار بگذاریم، به رهبری کاریزمایی که میتوان او را دوست داشت و یا از او بیزار بود به خاطر "ایران" گردن نهیم و در یک سنگر، جنبش سبز را پیش بریم. خوب است که هر یک دربارهی میزان فایده یا زیانی که کارهای روزمرهی ما بر این جنبش و آیندهی ایران میگذارد، کمی بیشتر دقت کنیم.
۱۳۸۸/۰۴/۱۲
آهنگ بسیار قوی وصیتم برای ایران - کوچه هامون بدتر از کربلاست

جونم سیرم
من سیرم
بمیرم
جونم سیرم
می دونم اسیرم
بتونم بمیرم
می مونم کمینن
تا خونم بشینن
و بگیرن عقده ام رو
سرزمینم رو
مردم دل بد تنگه
عغده ام هشت سال جنگه
حسم فلسطین با سنگه
وصیتنامه آهنگه
تصویر حرفم باز
مخلمی طرفیم مخملباف
مرحم راز چند سرباز
کوچه هامون بدتر از کربلاست
سی سال سیاست سیاسی
با قیامت ایناس
آسی بازی یه مشت ناتسی
ماسک صورتشونه دموکراسی
ديگه دير شده زندگي سير شده
قصد کشتن قلب مردن
مثل شيره اون صداش
اشکاي نيست تو چشاش
همراه من فرياد بزن ايران من
راي سبزت برگ هرزه
پائيز ايران تنها فصله
جاي بارون گلوله مي باره
شهيد مي کاره
بهارو مي آره
عاشق خندت
مي خوام بخندي
امشب شده راه غم رو ببندي
مادر اگر نديدم
حلالم کن
ببخش منو رسيده مرگم تند
جهنم برم جهنم
وطنم شده جهنم
دهنم لقه
کلم شقه
حرفم حقه
حقم مرگه
برا وطنم شدم يک صدا
داد مي زنم اي ندا
امضا افرا اسمم يحيي
اين برا فرداست اين برا فرداست
ديگه دير شده زندگي سير شده
قصد کشتن قلب مردن
مثل شيره اون صداش
اشکاي نيست تو چشاش
همراه من فرياد بزن ايران من
خدايا الا زمي عطا کن
که بر بيهودگيش سود وار نباشد
و لينک هر کس آنچنان مي ميرد
که زندگي مي کند
لینک دانلود
لینک دانلود کمکی
من سیرم
بمیرم
جونم سیرم
می دونم اسیرم
بتونم بمیرم
می مونم کمینن
تا خونم بشینن
و بگیرن عقده ام رو
سرزمینم رو
مردم دل بد تنگه
عغده ام هشت سال جنگه
حسم فلسطین با سنگه
وصیتنامه آهنگه
تصویر حرفم باز
مخلمی طرفیم مخملباف
مرحم راز چند سرباز
کوچه هامون بدتر از کربلاست
سی سال سیاست سیاسی
با قیامت ایناس
آسی بازی یه مشت ناتسی
ماسک صورتشونه دموکراسی
ديگه دير شده زندگي سير شده
قصد کشتن قلب مردن
مثل شيره اون صداش
اشکاي نيست تو چشاش
همراه من فرياد بزن ايران من
راي سبزت برگ هرزه
پائيز ايران تنها فصله
جاي بارون گلوله مي باره
شهيد مي کاره
بهارو مي آره
عاشق خندت
مي خوام بخندي
امشب شده راه غم رو ببندي
مادر اگر نديدم
حلالم کن
ببخش منو رسيده مرگم تند
جهنم برم جهنم
وطنم شده جهنم
دهنم لقه
کلم شقه
حرفم حقه
حقم مرگه
برا وطنم شدم يک صدا
داد مي زنم اي ندا
امضا افرا اسمم يحيي
اين برا فرداست اين برا فرداست
ديگه دير شده زندگي سير شده
قصد کشتن قلب مردن
مثل شيره اون صداش
اشکاي نيست تو چشاش
همراه من فرياد بزن ايران من
خدايا الا زمي عطا کن
که بر بيهودگيش سود وار نباشد
و لينک هر کس آنچنان مي ميرد
که زندگي مي کند
لینک دانلود
لینک دانلود کمکی
۱۳۸۸/۰۴/۱۱
جشن دلتنگي مهسا امرآبادي !

مهسا امرآبادي، خبرنگار سرویس سیاسی روزنامه اعتماد ملي ، زنی که باردار است روزها در بازداشت به سر می برد امروز تولد این شیر زن ایرانی بوده است ، خواندن مطلبی کوتاهی از احوال وی در روزنامه اعتماد ملی حالم را دگرگون کرد ، به کدامین گناه مهسا در بند است ؟
مهسا نمی دانم در سلولی که در آن حبس هستی اصلا یادت هست که امروز تولدت هست یا نه ؟ نمی دانم و نمی توانم بدانم که چه حالی داری ، به فکر خودت هستی یا به فکر بچه ای که در شکم داری ؟ ولی این را می دانم روزهای ما بهتر از روزگار در بند نیست ! حال ما خوشتر نیست ما هم در این روزگار و در مکانی دگر زندانی هستیم ! ولی مهسا ما هیچ چیزی نداشته باشیم همدیگر را داریم دوستانی که یکدیگر را ندیده ایم و شاید هیچ موقع نخواهیم دید چنان همبسته و یکی هستیم که دشمنانمان همیشه لرز بر تن دارند پیوند ما عمیقتر و زیباتر است آن هم برای آزادیست و افتخار می کنم کنار انسان های همچون تو به این هدف والا می اندیشم ! روزمرگی ها دیگر تکراری نشده اند مهسا ، در گذران زندگی هر روز به فکر آزادی دوستان در بند هستیم و امروز ابر سنگینی هوای خانهایمان را تاریک و گرفته کرده است تولدت را در آن خانه غریب به تو تبریک می گویم !
امروز سالروز تولد مهسا امرآبادي، خبرنگار روزنامه اعتماد ملي است كه بيش از دو هفته است كه بازداشت شده و هيچ خبري از او به خانواده اش ندادهاند. به گفته مادرش، وي باردار است و همين موضوع نگرانيها را نسبت به سلامت او افزايش داده است. دوستان او در روزنامه جشن تولد او را با دلتنگيهاي خود گره ميزنند.
پی نوشت :
عنوانی دگر :
دل نوشته همسر یک زندانی به حداد عادل و یک سوال ساده در مورد عدالت : آقای حداد عادل! راه عدالت از مدرسه فرهنگ شما میگذرد یا از سلول انفرادی اوین؟ - فاطمه شمس
مهسا نمی دانم در سلولی که در آن حبس هستی اصلا یادت هست که امروز تولدت هست یا نه ؟ نمی دانم و نمی توانم بدانم که چه حالی داری ، به فکر خودت هستی یا به فکر بچه ای که در شکم داری ؟ ولی این را می دانم روزهای ما بهتر از روزگار در بند نیست ! حال ما خوشتر نیست ما هم در این روزگار و در مکانی دگر زندانی هستیم ! ولی مهسا ما هیچ چیزی نداشته باشیم همدیگر را داریم دوستانی که یکدیگر را ندیده ایم و شاید هیچ موقع نخواهیم دید چنان همبسته و یکی هستیم که دشمنانمان همیشه لرز بر تن دارند پیوند ما عمیقتر و زیباتر است آن هم برای آزادیست و افتخار می کنم کنار انسان های همچون تو به این هدف والا می اندیشم ! روزمرگی ها دیگر تکراری نشده اند مهسا ، در گذران زندگی هر روز به فکر آزادی دوستان در بند هستیم و امروز ابر سنگینی هوای خانهایمان را تاریک و گرفته کرده است تولدت را در آن خانه غریب به تو تبریک می گویم !
امروز سالروز تولد مهسا امرآبادي، خبرنگار روزنامه اعتماد ملي است كه بيش از دو هفته است كه بازداشت شده و هيچ خبري از او به خانواده اش ندادهاند. به گفته مادرش، وي باردار است و همين موضوع نگرانيها را نسبت به سلامت او افزايش داده است. دوستان او در روزنامه جشن تولد او را با دلتنگيهاي خود گره ميزنند.
پی نوشت :
عنوانی دگر :
دل نوشته همسر یک زندانی به حداد عادل و یک سوال ساده در مورد عدالت : آقای حداد عادل! راه عدالت از مدرسه فرهنگ شما میگذرد یا از سلول انفرادی اوین؟ - فاطمه شمس
۱۳۸۸/۰۴/۰۹
زاد روز بابک خرمدین گرامی باد
سرخ تر ، سرخ تر از بابک باش
روح بابک در تو
در من هست
مهراس از خون یارانت ، زرد مشو
پنجه در خون زن و بر چهره بکش
مثل بابک باش
نه
سرخ تر ، سرخ تر از بابک باش
دشمن
گرچه خون می ریزد
ولی از جوشش خون می ترسد
مثل خون باش
بجوش
شهر باید یکسر
بابکستان بگردد
تا که دشمن در خون غرق شود
وین خراب آباد
از جغد شود پاک و
گلستان گردد
خسرو گلسرخی
بابک خرم دين بزرگ مرد اصيل ايراني ، شيرمردي که 22 سال در برابر تجاوز ننگين اعراب به خاک ميهن، مردانه مقاومت وايستادگي کرد و در نهايت با غدعه و نيرنگ از پا در آمد.
به راستی که اسطوره ایستادگی ، مقاومت و آزادگی در این سرزمین مردی استوار همچون بابک خرمدین هست ، ایستادگی او لرزه بر تن دشمنان ایران زمین می انداخت ، مقاومتش سیاهی ها را کنار می زد و آزادگی اش در این کرده خاکی زبان زد همه انسان ها بود . یاد و خاطر این اسطوره و مبارز ملی را گرامی می داریم .

هر سال دومین جمعه تیر ماه مراسمی درقلعه بابک واقع در شهرستان کلیبر استان آذربایجان شرقی به پاس بزرگداشت این اسطوره ملی برگزار می شود که میلیون ها دوست دار بابک خرمدین در این مراسم شرکت می کنند که اخیرا بدلیل سرکوب وحشیانه جمهوری اسلامی این مراسم به صورت پراکنده برگزار می شود .
(( ...چون معتصم را چشم بر بابك افتاد ، گفت : اي سگ ! چرا در جهان چنين فتنه انگيختي ؟ هيچ جواب نداد . تا هر چهار دست و پايش را بريدند و چون يك دستش بريدند . دست ديگر در خون زد و و روي خود ماليد و همه روي خود از خون خود سر خ كرد
منبع : بابک خرمدین
روح بابک در تو
در من هست
مهراس از خون یارانت ، زرد مشو
پنجه در خون زن و بر چهره بکش
مثل بابک باش
نه
سرخ تر ، سرخ تر از بابک باش
دشمن
گرچه خون می ریزد
ولی از جوشش خون می ترسد
مثل خون باش
بجوش
شهر باید یکسر
بابکستان بگردد
تا که دشمن در خون غرق شود
وین خراب آباد
از جغد شود پاک و
گلستان گردد
خسرو گلسرخی
بابک خرم دين بزرگ مرد اصيل ايراني ، شيرمردي که 22 سال در برابر تجاوز ننگين اعراب به خاک ميهن، مردانه مقاومت وايستادگي کرد و در نهايت با غدعه و نيرنگ از پا در آمد.
به راستی که اسطوره ایستادگی ، مقاومت و آزادگی در این سرزمین مردی استوار همچون بابک خرمدین هست ، ایستادگی او لرزه بر تن دشمنان ایران زمین می انداخت ، مقاومتش سیاهی ها را کنار می زد و آزادگی اش در این کرده خاکی زبان زد همه انسان ها بود . یاد و خاطر این اسطوره و مبارز ملی را گرامی می داریم .

هر سال دومین جمعه تیر ماه مراسمی درقلعه بابک واقع در شهرستان کلیبر استان آذربایجان شرقی به پاس بزرگداشت این اسطوره ملی برگزار می شود که میلیون ها دوست دار بابک خرمدین در این مراسم شرکت می کنند که اخیرا بدلیل سرکوب وحشیانه جمهوری اسلامی این مراسم به صورت پراکنده برگزار می شود .
(( ...چون معتصم را چشم بر بابك افتاد ، گفت : اي سگ ! چرا در جهان چنين فتنه انگيختي ؟ هيچ جواب نداد . تا هر چهار دست و پايش را بريدند و چون يك دستش بريدند . دست ديگر در خون زد و و روي خود ماليد و همه روي خود از خون خود سر خ كرد معتصم گفت : اي سگ ! اين چه عمليست ؟

گفت : در اين حكمتي است ، شما هر دو دست و پاي مرا خواهيد بريد و گونه روي مردم از خون سرخ باشد . چون خون از روي رود رو زرد شود ، من روي خويش از خون خود سرخ كردم تا چون خون از تنم بيرون شود، نگويند كه رويش از بيم زرد شد و ... ))
منبع : بابک خرمدین
۱۳۸۸/۰۴/۰۸
زن ، با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم

من منم . من یک زنم . آزادگی پیراهنم
عشوه از پا تا سرم . لیکن ز سنگم . آهنم
من منم . من مادرم . دوستم . رفیقم . همسرم
شیره جانت ز من . چادر مینداز بر سرم
روبهک من شیر زنم ، خاموش تو ، من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
تاب گیسویم سرابی بیش نیست
نقش بیهوده بر آبی بیش نیست
این لب لعل و حدیث چشم مست
بر لب مست خرابی بیش نیست
وصف ابروی کمان و تیر مژگان سیاه
حربه و افزار جنگ شعر نابی بیش نیست
من منم . من یک زنم . عطر هوس دارد تنم
نطفه هستی درم . از جان و از دل میتنم
روبهک من شیرزنم . خاموش تو . من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
تا بدانی چیست جان و جوهرم
دستی انداز و تو دریاب گوهرم
نیمه تنها . مرا از خود بدان
من برابر با تو . جنس دیگرم
بال و پر بگشا که اندر راه عشق
بال پرواز گر تویی من شهپرم
من منم . من یک زنم . آزادگی پیراهنم
عشوه از پا تا سرم . لیکن ز سنگم . آهنم
من منم . من مادرم . دوستم . رفیقم . همسرم
شیره جانت ز من . چادر مینداز بر سرم
روبهک من شیر زنم ، خاموش تو ، من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
آهنگ : زن
خواننده : زیبا شیرازی
آلبوم : زنانه
لینک دانلود
عشوه از پا تا سرم . لیکن ز سنگم . آهنم
من منم . من مادرم . دوستم . رفیقم . همسرم
شیره جانت ز من . چادر مینداز بر سرم
روبهک من شیر زنم ، خاموش تو ، من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
تاب گیسویم سرابی بیش نیست
نقش بیهوده بر آبی بیش نیست
این لب لعل و حدیث چشم مست
بر لب مست خرابی بیش نیست
وصف ابروی کمان و تیر مژگان سیاه
حربه و افزار جنگ شعر نابی بیش نیست
من منم . من یک زنم . عطر هوس دارد تنم
نطفه هستی درم . از جان و از دل میتنم
روبهک من شیرزنم . خاموش تو . من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
تا بدانی چیست جان و جوهرم
دستی انداز و تو دریاب گوهرم
نیمه تنها . مرا از خود بدان
من برابر با تو . جنس دیگرم
بال و پر بگشا که اندر راه عشق
بال پرواز گر تویی من شهپرم
من منم . من یک زنم . آزادگی پیراهنم
عشوه از پا تا سرم . لیکن ز سنگم . آهنم
من منم . من مادرم . دوستم . رفیقم . همسرم
شیره جانت ز من . چادر مینداز بر سرم
روبهک من شیر زنم ، خاموش تو ، من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
آهنگ : زن
خواننده : زیبا شیرازی
آلبوم : زنانه
لینک دانلود
جوون ایرونی آهنگی از شهیاد

آهای جوون ایرونی
که تو وطن تو هستی
دست غیربه ها ندین
این خاک و دستی دستی
تموم افتخار ما
به بودن شماهاست
آینده ایران زمین
از حالا دست شماست
مثل شما جوون ها
تو دنیا کم نظیره
خدا پشت و پناهتون
دلاتون مثل شیره
سبز و سفید و سرخ سه رنگش
از قلبهامون هرگز نمیره ایرون
زندگی و جوونی مون فدای خاک ایرون
ایران
یه ذره از خاک تو
اون خاک پر مهر تو
می ارزه به همه عالم
ایران
قربون خاکت برم
از اینکه ایرونیم
به خودم می بالم
سبز و سفید و سرخ سه رنگش
از قلبهامون هرگز نمیره ایرون
زندگی و جوونی مون فدای خاک ایرون
لینک دانلود
که تو وطن تو هستی
دست غیربه ها ندین
این خاک و دستی دستی
تموم افتخار ما
به بودن شماهاست
آینده ایران زمین
از حالا دست شماست
مثل شما جوون ها
تو دنیا کم نظیره
خدا پشت و پناهتون
دلاتون مثل شیره
سبز و سفید و سرخ سه رنگش
از قلبهامون هرگز نمیره ایرون
زندگی و جوونی مون فدای خاک ایرون
ایران
یه ذره از خاک تو
اون خاک پر مهر تو
می ارزه به همه عالم
ایران
قربون خاکت برم
از اینکه ایرونیم
به خودم می بالم
سبز و سفید و سرخ سه رنگش
از قلبهامون هرگز نمیره ایرون
زندگی و جوونی مون فدای خاک ایرون
لینک دانلود
دوستانی که اشتراک فیس بوک آنها حذف یا غیر فعال شده است توجه فرمایند !
اگر اشتراک شما در سایت فیس بوک غیر فعال شده است
با ایمیل زیر تماس گرفته و شرح دهید که چه مشکلی دارید ، شما باید از ایمیلی که اشتراک فیس بوک را دارید برای تماس گرفتن استفاده کنید
با ایمیل زیر تماس گرفته و شرح دهید که چه مشکلی دارید ، شما باید از ایمیلی که اشتراک فیس بوک را دارید برای تماس گرفتن استفاده کنید
disabled@facebook.com
اگر صفحه فیس بوک شما غیر فعال یا حذف شده است
اگر به هر دلیلی صفحه فیس بوک شما حذف یا غیر فعال شده است فرم زیر را پر کرده و مشکل خود را مطرح کنید تا سایت فیس بوک در این مورد ترتیب اثر دهد
اگر به هر دلیلی صفحه فیس بوک شما حذف یا غیر فعال شده است فرم زیر را پر کرده و مشکل خود را مطرح کنید تا سایت فیس بوک در این مورد ترتیب اثر دهد
My account is disabled from the site.
Please click here and include a description of your issue. Please ensure that you are emailing us from the email address associated with your disabled account.
disabled@facebook.com
My Facebook Page was Blocked or Removed
If you were maintaining a Facebook Page and it has been blocked or removed from the site, you can use this form to contact us with questions.
Please note that only an authorized representative is permitted to create a Page for any individual or organization. If you were maintaining an unauthorized "fan" Page that was removed, it will not be reinstated.
http://www.facebook.com/help/contact.php?show_form=page_disabled
Please click here and include a description of your issue. Please ensure that you are emailing us from the email address associated with your disabled account.
disabled@facebook.com
My Facebook Page was Blocked or Removed
If you were maintaining a Facebook Page and it has been blocked or removed from the site, you can use this form to contact us with questions.
Please note that only an authorized representative is permitted to create a Page for any individual or organization. If you were maintaining an unauthorized "fan" Page that was removed, it will not be reinstated.
http://www.facebook.com/he
همانطور که مشاهده کردید سایت فیس بوک برای این مشکل کاربران راه حل ارائه کرده است پس از دادن اطلاعات خود به هر شخصی برای فعال کردن صفحه خودتان جدا خودداری کنید و از دو روش بالا برای این مشکل اقدام کنید ، لطفا به دوستان خود نیز اطلاع دهید
عجب روزگاری شده !
عجب روزگاري شده ، سرت رو مياري بالا مي بيني خودت داشتي جاسوسي خودت رو مي کردي ! پشت سرت رو نگاه مي کني مي بيني خودت برا خودت پاپوش درست کردي ! تازه مي خواي به خودت بياي مي بيني خودت رو تو بند و زندون انداختي ! مي خواي بفهمي چي شده بود تير خلاص رو مي زني و خودت رو مي کشي ، به همين سادگي
اشتراک در:
پستها (Atom)




