۱۳۹۱/۱۱/۲۶

واقعیت های زندگی


Hossein Ronaghi Blog : http://www.ronaghi.me/ 

وبلاگ واقعیت های زندگی نوشته های است از آنچه که در ذهن یک جوان ایرانی می گذرد و من سید حسین رونقی ملکی (زاده ۱۴ تیر ۱۳۶۴ در ملکان) فعال حقوق بشر، فعال دانشجویی و وبلاگ نویس هستم ؛ آموخته ام ، ببینم ندیده ها را ، بشنوم نشنیده ها را ، بدانم ندانسته ها را ، بفهمم دوست داشتن ها و تنفرها را ، تصمیم بگیرم ، عمل کنم و محکم بایستم . یک وبلاگ نویس ایرانی هستم ، بدون هیچ گرایش سیاسی و حزبی در دفاع از آزادی بیان و حقوق بشر فعالیت می کنم . حافظ می گوید : (منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن ، منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن ؛ وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم ،که در طریقت ما کافریست رنجیدن ؛ به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات ،بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن ، مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست ، به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن ، به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب ، که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن )

۱۳۸۸/۰۹/۲۱

دمکراسی و احمد شاملو




با ترس یا با ریش گرو گذاشتن
دموکراسی دس نمیاد
نه امروز نه امسال
نه هیچ وخت ِ خدا.
منم مث هر بابای دیگه
حق دارم
   که وایسم
رو دوتّا پاهام و
صاحاب یه تیکه زمین باشم.
دیگه ذله شده‌م از شنیدن این حرف
که: «ــ هر چیزی باید جریانشو طی کنه
    فردام روز خداس!»
من نمی‌دونم بعد از مرگ
آزادی به چه دردم می‌خوره،
من نمی‌تونم شیکم ِ امروزَمو
با نون ِ فردا پُر کنم.
آزادی
بذر پُر برکتیه
که احتیاج
کاشته‌تش.
خب منم این جا زنده‌گی می‌کنم نه
منم محتاج آزادیم
عینه و مث شما.





احمد شاملو با شعرها و گفته های خودش احساس رو در وجود آدمی بیدار می کنه ، زمانی که وجودت سنگینی خاصی احساس می کند و هیچ حرفی پریشان حالی و دل گرفتگی تو را درمان نمی کند شعرهایش با تمام احساس آرامش را به وجود انسان باز می گرداند ، بسیاری از مواقع مثل الان ، وجودم که در هوای گرفته ای پژمرده می شود احساس نیاز می کند به یار و همدمی که من آن را در شعرها و صدای زنده یاد احمد شاملود می یابم . 21 آذر زاد روز احمد شاملو را گرامی می داریم

احمد شاملو در یک سخنرانی می‌گوید: «این توده حافظه‌ی تاریخی ندارد، حافظه‌ی دسته‌جمعی ندارد.» در مصاحبه‌ای بیان می‌کند: «جوانی‏ ما سراسر با دغدغه‏ی آزادی‏ گذشت. امروز هم نسل جوان ما با همين دغدغه‏ می‏زيید و آن را در هر جا که مجال پيدا کند به ‏زبان می‏آورد. اما اين ‏نسل پوياتر و پربارتر است. سال‏های جوانی‏ ما در رؤيای ‏مبارزه به ‏سر آمد اما اين ‏نسل، راست در ميدان مبارزه به‏ جهان ‏آمده. تفاوت در اين ‏است» روزهایی که پرشتاب بر ما می‌گذرند، شاید در خود نویدی را پنهان کرده‌باشند، نوید این‌که ما حافظه‌ی از دست رفته‌ای را باز می‌یابیم. به عبارتی دیگر، نسل جوان ما، حافظه‌ی از دست رفته‌ی تاریخ ما را احضار می‌کند. نام‌هایی را که باید می‌دانستیم و ندانستیم.

احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۰ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، ادیب، مترجم ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد بود.
شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد،اما برای اولین بار درشعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به‌صورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کرده‌اند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می‌دانند.



منبع نوشت :
  • شعر دمکراسی از لنگستون هیوز نامی‌ترین شاعر سیاهپوست آمریکایی‌ست و با ترجمه زنده یاد احمد شاملود .

پی نوشت : 

دلنوشت : 


من ضد انقلابم و عکس خمینی را پاره کردم

مشکل اصلی جامعه کنونی و جنبش درونی آن شفاف نبودن خواسته ها و مطالبات هست . باید به اشخاصی که خود را به هر نحوی گول می زنند و فکر میکنند خمینی برای ایران و مردم کاری کرده است و قابل احترام است گفت که مگر خمینی دستور قتل مردم را نداده است ؟ مگر قوانین جمهوری اسلامی ایران و ولایت مطلقه فقیه از جانب او نبوده است ؟ تاریخ سی ساله انقلاب خمینی را مطالعه کنیم اگر بجز قتل ، کشتار ، اعدام ، شکنجه و غارت چیز دیگری در عمل این نظام و انقلاب دیدیم حق داریم که از ین شخص دفاع کنیم ولی واقعیت مسئله ای دیگریست که دوست نداریم آن را ببینیم


خوب ما به آقای میر حسین موسوی که جزی از نظام جمهوری اسلامی ایران هست حق می دهیم که از خمینی دفاع کند و از پاره شدن عکس آقای خودش ناراحت شود ولی ما مخالف نظام هستیم نظامی که در زندان ها به دختران و پسران تجاوز می کند ، نظامی که مردم را به گلوله می بندد و همه را به قصد کشت می زند و این اتفاق امسال که نه بلکه در طول این سی سال اتفاق افتاده است .

بنده بعنوان یک ضد انقلاب جمهوری اسلامی ایران و بعنوان یک شخص که بدنبال آزادی و آبادی ایران هست می گویم که مخالف خمینی و خامنه ای و تفکرات و قوانین آنها هستم و بارها عکس آنها را پاره کردم و خواهم کرد و در جواب کسانی که می گویند این یک حرکت مشکوک و ضد انقلابی هست باید بگوییم که خودتان را گول نزنید این حرکت ضد انقلابی هست ولی مشکوک نیست ، به این خاطر مشکوک نیست که مردم از خمینی و انقلابی که برای این سرزمین آورده دل خوشی ندارند و این قضیه نیازی به دفاع و واکنش ندارد .

پیام اصلی پاره شدن عکس خمینی و خامنه ای این هست که مردم ، جمهوری اسلامی ایران ، انقلاب خمینی و ولایت خامنه ای را نمی خواهند و به دنبال جامعه ای آزاد و آباد هستند .

۱۳۸۸/۰۹/۱۹

مقام معظم برتری زنده ماندی و مقام دیکتاتور سال را گرفتی !



مقام معظم برتری که یک مقام جهانی هم کسب کردی با اجاره چهار کلام حرف حساب با تو دارم ، کمتر کسی  به آرزویش می رسد ولی مقام معظم شما رسیدید ، عده ای در مقابلت سر خم کردند و دستانتان را بوسیدند و شما حکم خدایی بر آنها پیدا کردی ! هر چه گفتی بی چون و چرا و با چشمانی بسته آن را اجرا کردند ؛ اصلا چطور هست خودمانی حرف بزنیم مقام جان ! چقدر دعا ونظر و نیاز کردی چه تعداد از انسان ها را خون ریختی  تا دیکتاتور سال شوی !؟



مقام جان نداها را به گلوله ها سپردی ، تجاوزدر زندان ها را حلال کردی و دستور قتل مردم را دادی ، شکنجه ها دادی و اعترافات گرفتی ، سرزمینی را به جهنم تبدیل کردی و توانستی به آرزویت برسی . مقام جان در این خاک تو اولین کسی هستی که با گرفتن یک مقام جهانی یک بازنده بزرگ هستی ! مقام جان با وجود این دانشجویان مبارز ، شیرزنان و مردم مقاوم ، مقامت برای همیشه در تاریخ ثبت خواهد شد .

امان از دستت ای مقام معظم برتری
مقام از دستت ای امان معظم ، که مقام از تو بر آید از دستت
فغان از تو بر آید ای مقام ، که امان تو می دهی
نمی دانم مربوط به کدوم موسیقی مقامی هستی
چه کس تو را ساخته کیان نواخته اند
خود من مربوط به کدام موسیقم ، که مقامی نیست آن
که مقامی نیست مرا ، در کوی قائم مقامان جهان
ای بر هم رساننده دو خط حتی موازی
که هیچ کس را چون تو خداوند  نکرده است نزدیکی
گویند حکایت به این جا رسید که فرزندانش سوارخ سنبه های تمام راز آلودگیش را عیان کرده اند
امان از دستشان
گویند بریده است و از همه بریده، صد و بیست و چهار هزار زن خویش را طلاق داده که عشق پیریش تو بودی و آن جیر پماران
امان از دستت
گویند فرزندانش همه تباه شده اند و خلاف میکنند و تو را برگزیده است برای روزهای پیریش
برای روزهای پیریت تا در آغوش هم به حال دشمن گریه کنید
چه رازآمیزترینی است نزدیکی های او با تو و عشق انسانی تو به توهم یک همسر، چه رازآمیز!
تو کدبانوترین زن خداوندی آن چنان که برایت محمد را نیز حتی طلاق داد
و آن فرزندان که از شکم تو زاده اند همه ماده اند مادگانی چون من، سهم ارث ما نیم است و باید چون تو خانه دار شویم
به امید آنکه خداوند شبی از شبها به بالین تک تکمان بغلتد
خود من از آن دخترانم، از آن مادگان بی مقام که بی مربوط هستم به هر نوع موسیق چون تو ای مادرم
سرورم
مقام معظم سروری
نمیدانم کدام ژن در من نفوذ کرد که شوهرت یا توهمش هیچگاه به بسترم نیامد
من عاشق فرزندان خلافکار تباه شده بودم از همان زمان خودم نیز
آخر شوهرت مرا باکره گذاشت، دیدی؟
که چیزی از این غمینتر نیست، چیزی غمینتر از بی پناهی پیوند معصومانه ی تو و شوهر پیرت
و چیزی غمینتر از خوشبختی ناب آنان که نامشان را دشمن تر از حتی نام من به یاد داری
و لذتی شهوانیست در تلفظت از آن عیان
دشمن حتی نیم نگاهی هم به من و تو نمی اندازد
و چیزی غمینتر از این هم حتی و چیزی غمینتر از آهنگ آمرف تو ای مقام!
ای معظم!
ای رهبری!

ترانه : گلادیاتورها
آلبوم : اوی ( آخ )
خواننده : محسن نامجو 

مطالب مرتبط : آیت الله خامنه ای به عنوان «دیکتاتور سال» برگزیده شد - دانشگاه اسلو، آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران را به عنوان «دیکتاتور سال» برگزید. به گفته یکی از استادان دانشگاه اسلو «این جایزه شکل گرفت تا به جهان یادآوری کند میلیون ها انسان از نسل کشی و شکنجه جاری در جهنمی که زندگی می کنند به شکل روزانه عذاب می کشند.»

۱۳۸۸/۰۹/۱۷

تصاویر منتشره از مجید توکلی ساختگی هست


جایگاه خبرگزاری فارس و ایرنا را اگر بخواهیم در حکومت فاسد جمهوری اسلامی تعیین کنیم حکم آنها جاکشی برای وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران هست ، که به راستی در این سمت به خوبی ایفای نقش می کنند و اگر نیاز باشد از محارم خود نیز در این راه استفاده خواهند کرد .

تصاویر مجید توکلی از طرف این خبرگزاری های در شرایطی منتشر شد که خبر یک روز زودتر از تصاویر منتشر شده بود و برای اثبات خبر منتشر شده از این خبرگزاری ها نیاز به تصاویری بود تا آن را ثابت کند . همه خبرگزاری های همانند فارس و ایرنا را می شناسند که اگر تصویری از اول وجود داشت آن را همان روز دانشجو منتشر می کردند .

مسئله مهم تصاویر منتشر شده از سخنرانی مجید توکلی در دانشگاه پلی تکنیک هست که کاپشنی که او به تن دارد رنگ آبی تیره است و کاپشنی که در تصاویر منتشر شده از خبرگزاری ها به تن دارد شکلاتی کم رنگ هست ، پیراهنی که او در هنگام سخنرانی به تن دارد دکمه دار است و در تصاویر منتشر شده پیراهن او دکمه ای ندارد !



واقعا نمی توان وقاحت این خبرگزاری ها را توصیف کرد ولی آنچه که از این خبرگزاری ها بعید است آن هم هیچ است .

مطالب مرتبط :

پی نوشت : انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر: تمامی دانشجویان دربند استبداد، افتخار جنبش دانشجویی هستند چه با لباس زنانه چه با لباس مردانه

 و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
آنک قصابان اند
بر گذرگاه ها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
 روزگار غریبی است نازنین


پی نوشت دو : دیگر نوشت ها


پی نوشت سه : سخنرانی مجید توکلی 16 آذر 88 در دانشگاه پلی تکنیک - امیر کبیر

امروز 16 آذر هست روز ماست ، روز دانشجو ، تاریخی ترین روز ایستادگی دانشجویان در برابر استبداد ، روز آزادی خواهی و استبداد ستیزی یک ملت هست ، امروز روزی هست که آمدیم در کنار همدیگر جمع شویم و علیه استبداد بایستم و تمام فریادمون رو بر سر استبداد بزنیم
ما استبداد را دیگر نمی پذیریم ، اولین کاری که باید انجام دهیم و وظیفه ماست به پاس 5 شش ماه همت مردم ما در خیابان ها ، این همه سرکوب ، این همه شکنجه و تجاوز در زندان ها و همه این مسائل ، ابتدا وظیفه خودمون می دونیم کنار درهای خروجی دانشگاه بریم و یک بار دیگه اتحادمون رو ، همراهیمون رو و همبستگیمون رو ...



    پی نوشت چهار : موج حمایت از مجید توکلی، دانشجوی منتقد رهبر پس از دستگیری در 16 آذر - در پی دستگیری مجید توکلی در روز 16 آذر، موج حمایت از این دانشجوی شجاع وبلاگ ها و سایت های دانشجویی را فرا گرفته است. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، مجید توکلی در سخنان شجاعانه ای در جمع دانشجویان در 16 آذر مستقیما آیت الله خامنه ای را مخاطب قرار داده و گفته بود :"امروز اینجاییم تا اعتراض مان را بر سر همه مستبدان و مستکبران جامعه و در راس آن ها آقای خامنه ای فریاد بزنیم.". این سخنان که با استقبال دانشجویان مواجه شده بود، توسط کودتاچیان تحمل نشد و به فاصله کوتاهی پس از آن نیروهای لباس شخصی وی را دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال دادند. این در حالی است که پیش از این آیت الله خامنه ای در دیدار با دانشجویان نخبه در برابر سخنان دانشجویی که به "عدم امکان انتقاد از رهبری" معترض بود گفته بود که انتقاد از وی در جامعه آزاد است و در حال حاضر بسیاری انتقادات از وی آزادانه مطرح می شود.

    پی نوشت پنج :  گواهی اشتغال به تحصیل مجید توکلی، پاسخی به دروغپردازی فارس و ایرنا - پس از آنکه ماموران حکومتی در روز 16 آذر مجید توکلی را به هنگام خروج از دانشگاه بازداشت کردند، خبرگزاری های فارس وابسته به سپاه پاسداران و ایرنا خبرگزاری دولت ضمن انتشار تصاویری از مجید توکلی با پوشش مقعنه و چادر در خبرهایی هماهنگ سعی کردند بر علیه وی مطالبی را منتشر کنند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر از جمله دروغپردازی هایی که فارس و ایرنا در خبرهای خود مدعی شده بودند، وضعیت تحصیلی مجید توکلی بود. تریبون های حلقه ای دیکتاتوری ایران مدعی شده بودند که مجید توکلی از دانشگاه اخراج شده است.




    پی نوشت شش : اثبات ساختگی بودن عکس منتشر شده از مجید توکلی  - اگر به دست در این عکس دقت کنید میبینید که انگشت شصت اصلا معلوم نیست در صورتیکه در این حالت ایستادن انگشت شصت باید رو به بالا باشد . علاوه بر این قسمتی از آستین که خالی هست به جای اینکه در پایین دست آویزان باشه در بالاست. اینطور به نظر میاید که تصویر دست از جایی دیگه بریده و چرخانده شده و سپس به عکس اضافه شده است . لینک عکس در خبرگزاری فارس - لینک عکس در خبرگزاری ایرنا - با سپاس از یک دوست در بالاترین

    ۱۳۸۸/۰۹/۱۰

    برای مقابله با ایدز چشمهایت را باز کن !

    ایدز یکی از بیماریهای هست که در بسیاری از جوامع بخاطر مشکلات اجتماعی ، فرهنگی و حکومتی نادیده گرفته میشه از جمله ایران که بخاطر بسیاری از فرهنگ های اشتباه اطلاع رسانی در این مورد و چگونگی مقابله با آن صورت نمی گیره و بسیاری از اشخاصی که در این جامعه زندگی می کنند نا آگاه از این بیماری خاص قربانی آن میشوند .

    اصولا زنان و دختران از اصلی ترین قربانیان این بحران جهانی هستند ، در بسیاری از مواقع روسپیان به دلیل خود بینی و بی احتیاطی مردان دچار این بیماری می شوند چرا که مردان دوست دارند در هنگام برقراری ارتباط جنسی از وسیله های محافظ استفاده نکنند و این خطر مبتلا شدن روسپیان را افزایش می دهد .

    کودکان نیز بی گناه ترین و مظلوم ترین قربانیان این بحران هستند که بی آنکه خود بخواهند از مادرخویش این بیماری را به ارث می برند و در طول زندگی خود رنج های بسیاری را متحمل می شوند .

    به امید اینکه تابوهای که باعث عدم آگاهی مردم در این مورد می شوند شکسته شوند و مردم منع های اخلاقی و فرهنگی را که باعث گسترش این بیماری هستند کنار بگذارند تا بتوان دنیایی شاد و بدون بحران را ساخت .






    ایدز سرنام عبارت (به انگلیسی: AIDS یا Acquired immune deficiency syndrome) به معنی نشانگان نقص ایمنی اکتسابی است. ایدز یک بیماری پیشرونده و قابل پیشگیری است، این بیماری حاصل تکثیر ویروسی به نام اچ‌آی‌وی در بدن میزبان است  که باعث تخریب جدی دستگاه ایمنی بدن (معروف به نقص ایمنی یا کمبود ایمنی) انسان می‌گردد که خود زمینه‌ساز بروز عفونت‌های موسوم به فرصت طلب است که یک بدن سالم عموماً قادر به مبارزه با آنهاست و در نهایت پیشرفت همین عفونت‌ها منجر به مرگ بیمار می‌گردد به طوری که بیماری سل عامل اصلی مرگ و میر در میان مبتلایان به ایدز در سراسر جهان است.
    در سال ۱۹۸۱ هشت مورد وخیم از ابتلا به بیماری کاپوسی سارکوما یکی از انواع خوش‌خیم‌تر سرطان که معمولاً در میان افراد سالمند شایع است، در میان مردان همجنسگرای نیویورک گزارش شد. تقریباً هم‌زمان با این موارد، شمار مبتلایان به یک عفونت ریوی نادر در کالیفرنیا و نیویورک بالا رفت. با این که در آن زمان عامل شیوع ناگهانی این دو بیماری مشخص نشده بود، اما معمولاً از این دو واقعه پزشکی به عنوان آغاز ایدز یاد می‌کنند. در طی یک سال این بیماری بدون نام، گسترش زیادی داشت تا سرانجام در ۱۹۸۲ آن را ایدز نامیدند.




    از سال ۱۹۸۸ به منظور افزایش بودجه‌ها و همچنین برای بهبود آگاهی، آموزش و مبارزه با تبعیض‌ها اول دسامبر هر سال (۱۰ آذر) به عنوان روز جهانی ایدز معین شده‌است و هر سال برای این روز شعاری نیز در نظر گرفته می‌شود.
    ایدز پدیده‌ای پزشکی-بهداشتی است که ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن بسیار گسترده‌ است. در سال ۱۹۹۶‌ سازمان ملل متحد ایدز را نه تنها به عنوان یک مشکل سلامتی مورد توجه قرار داد بلکه آن را یک مسئله بر سر راه پیشرفت بشری برشمرد. همچنین در سند استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا (۲۰۰۲) این کشور خود را متعهد به هدایت جهان برای کاهش تلفات هولناک اچ.آی.وی/ایدز دانسته است. بیش از ۹۰ درصد موارد ابتلاء مربوط به کشورهای جهان سوم و در حال توسعه‌ است. ایدز در حال حاضر چهارمین علت مرگ و میر بشر است که پیش بینی می‌شود تا سال ۲۰۱۰ مقام اول را از آن خود نماید.



    لینک های مرتبط : 

    World AIDS Day link :




    ۱۳۸۸/۰۹/۰۹

    روزگار له شدن زیر سنت و مذهب !


    صفحه ها مشکوک
    ذهن ها بیمار
    آدمیت مُرده
    ابدیت برجاست
    نُسخه ها پیچیده
    گورها کنده شده
    آخرهرحس غریب
    خاطره ها نالیده آزادی زندانیست
    دلها پژمرده
    نفرین دوعالم
    برتن ما خورده
    خاک اینجا چه نجیب
    تن آنها نجس است
    گور اینها کجاست
    تا که بهرام بگیرد
    برلبش سنگ گذارد
    تاکه دندان نزند
    به رگ خون عزیزان وطن

    بَه چه نزدیک می بینم روزی را
    که خود نیزدرآن می سوزم
    ولی از شرم همین صد رویان
    بهتراست دست دعا برگیرم
    ترس از آن روزنیست مرا
    ولی دیرنپاید...
    خود در آن چاه بیفتید
    که بدست خودتان کنده شده
    ازبرای آزارهمین مردم
    ترس ازآن صبر گرانمایه مردم
    دوزخی ازنوع بشرحاصلتان می بینم

    آن دیار که هرگز ازظلم شکایت نکند ویران است
    موطنی را که ازاین جرم حکایت نکند ایران است

    پس بدانید روز بدرود من نزدیک شده
    چون صبرایوب رو به پایان است
    فقط برخیز که صحنه مُهیا شده وُ
    زمان در طول حرکت دچار تغییرشده

    کی گفته نباید سنت ها رو بکشنی ؟ من جون میدم ولی زیر زور شما نمی رم ! حاضر نیستم بخاطر احترام و هیچ سنتی زیر بار حرف زور و ظلم برم ، تو مملکتی که پدرها پسر خودشون رو می کشند و دخترها بخاطر آزادی از خانواده ها طرد می شوند و زیر ظلم جان می سپارند ، مگر می شود از سنت ها و دین تبعیت کرد ! گستاخی شخص خامنه ای در این مملکت از همین سنت و مذهب پرستی کورکورانه ماست که امروز بعنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران حکم تجاوز و اعدام دختران و پسران را صادر می کند و نوچه های او با نام احمدی نژاد و سپاه پاسداران آن را اجرا می کنند .


    منبع نوشت : شعر از رسول آقازاده

    ۱۳۸۸/۰۹/۰۷

    غریب از کاواک ! Nostalgic


    وضعیت جامعه را با صدای اعتراض خواننده های رپ می توان به راحتی فهمید و این غریبی احساسی هست که در همه ما وجود دارد ولی بسیاری از ما آن را ندیده می گیریم و نسبت به اطراف خود بی خیال می شویم ...

    بیا با هم به یه سفری که دو حرفه بریم
    آینده ات رو درست توی گذشته ببین
    باید سوار بشی روی دو اسب یاد
    یه جورایی گم شدی توی گذشته ها
    کسی آینده اش رو خوب ندید و ندیده
    فرق زندگی تو توی قدیم و جدیده
    انسانیت غده خراب توی بدنه
    قدیم خاک تو سر بود الان توی دهنه
    یه زمانی لوطی گر بود ثروت مرد
    الان مجبور میشی بگی غیرته پر
    ستاره ها روی شونه ای دل برق میزد
    قدیم فاعل و مفعول خیلی فرق می کرد
    ارزشت اینقدره شدی از پولا تاریک
    قدیم سیبل ها پهن بود الان ابروها باریک
    خود واقعیت رو چی تا حالا خواب دیدی
    آب بابا خوندی ولی بابا آب میدی
    اینا دست تو نیست تقدیر وحشیه
    تو یه آدمکی تفریح بخشیته
    دنبال آدم برو ، آدم ببین
    مثل آدم زنده باش ، آدم بمیر

    دل من جا موند از همه
    دل من تا خوند از غمش
    که بگم داستان زندگی ما رو جا گذاشت و رفت
    واسه پیداش شدن باید تا کجاشو گشت
    حقیقت پیداست توی سفره خیال
    می گه زندگی خوابه یه مرده بیدار

    دیروز و باخت ، امروز رو اگر نبره
    هنوز اول داستان و اتل متله
    حرفای تلخیه الان تو ظرف دلم
    فولاد صبر تو رفته یه کم
    بعده مرگ تابوتی بوده توش بذارن
    الان ویار بشر شده گوشت آدم
    چشمه دلا پر مثل رویا می ریخت
    الان وضعت خوبه اما اوضاع بی ریخت
    عشق ها هم عشق بودن الان عوض شدن
    قیمتش بد نیست کیلو هوس تومن
    قدیم حرمت ها محکم بود و ملکه
    الان نامردی ها سر نون و نمکه
    قدیم دست به دعا هر کی دربش رو میداد
    الان جوونمون از خدا مرگش رو می خواد
    اما آخر داستان رو رک بذار بگم
    اگه دعام گرفت خوش به حال من

    دل من جا موند از همه
    دل من تا خوند از غمش
    که بگم داستان زندگی ما رو جا گذاشت و رفت
    واسه پیداش شدن باید تا کجاشو گشت
    حقیقت پیداست توی سفره خیال
    می گه زندگی خوابه یه مرده بیدار

    قدیم پول نبود دل خوش با هوا تو جیب
    الان برج ها بلندن و آدمها کوچیک
    دلا آزاد بود مثل می بود همش
    الان از آزادی مونده یه میدون همش
    آدما ارزونن حالا هر کس باشه
    کفتر بازه قدیم الان کرکس بازه
    عشوه دخترا واسه مردونگی بود
    الان غریبه میشی باشه مردونگی توت
    لب تلخ صداقت داره فحش میده تو روش
    کربت فروش الان شده کلیه فروش
    دیگه گذشت آدمی شیر شد و برد
    رستم داستان ها دیگه پیر شد و مرد
    توی جاده زندگی گرگه روبروت
    دل خوش زده بالا شده بغض تو گلوت
    اما هنوز اشک بوی نم میده با خاک
    الان میان دو هیچ شده تفسیر کاواک

    آهنگ : Nostalgic
    خواننده : کاواک
    لینک دانلود شماره یک
    لینک دانلود شماره دو


    ۱۳۸۸/۰۹/۰۵

    سرگشته ام ! از کدام درد بنالم ؟


    من در اینه سخن می گویم
    با تو دارم سخنی
    با تو ای خفته به هر موج نگاهت فریاد
    با توام ای همدرد
    با تو ام ای همزاد
    با تو ای مرد غریبی که در اینه می نگری
    گوش کن با تو سخن میگویم
    من غریب و تو غریب
    از همه خلق خدا
    تو به من همنفسی
    غیر تو همسخن و همدل من
    در همه ملک خدا نیست کسی
    های ای محرم من روی در روی تو فریاد کنم
    تا به دادم برسی
    خرم آن لحظه که با دیده ی اشک آلوده
    در تو بگریزم و دراینه با هم باشیم
    ساعتی هم سخن و همدل و همدم باشیم
    برق اشک تو در اینه ی چشمت پیداست
    شرم از گریه مکن
    اشک همسایه ی ماست
    من و تو چون هر روز
    مات و خاموش به مهمانی اشک آمده اییم
    در دل ما اشک است
    اشک تنهایی و تنهایی ها
    اشک دیدار ستم ها و شکیبایی ها
    من و تو خاموشیم
    من و تو غمزده ایم
    من و تو همدل ماتمززده ایم
    گوش کن ای همزاد
    با زبان نگهم با تو سخن می گویم
    از نگاهم بشنو رخصت گفتار کجاست
    دل به یاران دروغین مسپار
    واژه ی یار دروغست بگو یار کجاست
    لحظه ی درد دل وموسم دلتنگی ها
    وعده ی ما وتو در عمق دل اینه است
    بهتر از اینه منزلگهدیدار کجاست
    با تو راز دل خود راگفتم
    آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
    نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست


    چیزی یا کسی نیست که بتواند آرامش را به وجودم باز گرداند ، هیچ سنگری نیست که بتوانم پشت آن خودم را حفظ کنم ، از همه جا رانده و مانده ام ، از اینکه نمی توانم به همنوعان خود کمکی کنم دو چندان دلگیر و ناراحت می شوم ! بیشتر از پیش به خدایی نیاز دارم اما ستیز من با خدایان مرا در تنگنایی بسیار بی رحم و خشن قرار داده است ، با دعا و دین هم کاری درست نمی شود چرا که امروز دین داران ظالم ترین انسان ها هستند .

    عجب دنیای رنگارنگ رنگباخته ای ساخته ایم ! یکی برای آزادی و دیگری برای زنده ماندن می جنگد ، دیگری را که می گویم فکر نان شب و گرسنگی مجالش نمی دهد وگرنه او نیز می داند زندگی بدون آزادی ، زندگی نیست .

    آن یکی موی سگش را رنگ می کند و بنده سکس در خیابان های ایران زمین سوار می کند ، این یکی گنجشک رنگ می کند آخر مگر شکم می گذارد که فکر زیر شکم باشد .

    زندگی بیشتر از این تخمی نمی شود ، نصف شب است جایی برای خواب پیدا نکردم ، باید بگردم گوشه ای را پیدا کنم و شب را با گرمای کارتن ها بگذرانم ! من را می گویی اول شب که شد از ولیعصر یکی را سوار کردم شب تا صبح در آغوش هم از گرما و لرزش لذت بردیم .

    فکر نمی کنم حکومت مقصر باشد اگر قرار است ما هم مانند حکومت غیرانسانی برخورد کنیم دیگر جای هیچ گله ای نیست ! یکی در ناز و نعمت هست و از بس غذا و خوراکی رنگارنگ می خورد و پس مانده می اندازد بیرون که شبی برایش تکرار نمی شود ؛ مادر نان خشک هم در خانه نداریم چه کنم گشنه ام هست ! بخواب برای صبح خدا بزرگ است . آخر مادر کدام خدا را می گویی ؟ او مگر می تواند ببیند که من اینگونه می خوابم ؟ چرا این همه بدبختی و فلاکت باید نصیب من شود ؟ عجب خدای ظالمی

    دلم می خواست یکی بود برام نی یا فلوت می زد ! احساس درون انسان را دو چندان می کند اما ...

    منبع نوشت :
    • شعر غریب سروده مهدی سهیلی

    پی نوشت :


    بر سر قایقش اندیشه کنان ، قایق بان
    دائماً میزند از رنج سفر بر سر دریا فریاد:
    "اگرم کشمکش موج سوی ساحل راهی میداد"

    سخت طوفان زده روی دریاست
    نا شکیباست به دل قایق بان
    شب پر از حادثه،
    دهشت افزاست.

    بر سر ساحل هم لیکن اندیشه کنان ، قایق بان
    نا شکیباتر
    بر می شود از او فریاد:
    "کاش بازم
    ره بر خطه ی دریای گران می افتاد!"

    فراخوان وبلاگ نویسان علیه اعدام


    اعدام جنایتی است که با آگاهي صورت می‌گیرد. .حکومت ايران اعدام را به مثابه اهرم کنترل و فشار در جامعه اعمال می‌کند و به اشکال مختلف شهروندان ایرانی را به قتل می‌رساند. نه تنها بسیاری از زندانیان سیاسی و کودکان در خطر مرگ قرار دارند بلکه افراد عادی نیز از ماجراجویی های نیروهای انتظامی و بسيج ایران در امان نیستند.اعدام های بدون دلیل , اعدام های شتاب زده و اعدام های خیابانی در ایران روز به روز شدت می‌گیرد.

    هم‌اکنون از سوی دادگاه انقلاب، برای پنج متهم به نام‌های محمد رضا علی زمانی _ آرش رحمانی‌پور _ رضا خادمی _ حامد روحی‌نژاد _ ناصر عبدالحسینی _حکم اعدام صادر شده است این متهمین را به اتهام شرکت در اغتشاشات و تبلیغات علیه نظام و عضویت درسازمان‌های مسلح و حتی بدون برخورداری از داشتن وکیل و حق دفاع قانونی، و بعد از آزار و شکنجه و اعتراف ‌گیری اجباری، در دادگاه‌های نمایشی به اعدام محکوم کردند و حالا به پای چوبه دار می‌برند. شواهد متعدی در دست است که این پنج متهم در زمان انتخابات در زندان بسر می‌بردند و در نتیجه نمی‌توانسته‌اند در تظاهرات و اعتراضات مردمی پس از انتخابات شرکت و فعالیت داشته باشند

    ما وبلاگ نویسان امضا کننده این بیانیه خواهان توقف فوری مجازات اعدام محمد رضا علی زمانی, آرش رحمانی پور؛ رضا خادمی, حامد روحی نژاد و ناصر . عبدالحسینی هستیم. ما به همه فعالین حقوق بشر؛ انسانهای آزادیخواه و سازمانهاي مدافع حقوق بشر هشدار ميدهيم که خطر تکرار فاجعه خونين قتل عام سال 67 بسيار جدی است و بر ما است که با جلوگیري از اجراي احکام اعدام از تکرار تلخ تاریخ و از قتل عام دستگیر شدگان جلوگيري کنيم... ,

    با توجه به تایید حکم اعدا م محمدرضا علی زمانی و با توجه به تهدیدهای دولتی بخصوص سخنان آقای اژه ای در باره اعدام قریب الوقوع مخالفان ما یک بار دیگر همه انسان دوستان و فعالین حقوق بشر را به نجات جان این پنج نفر فرامی‌خوانیم .. ما از سازمان ملل ؛ صلیب سرخ بین المللی ؛ سازمان عفو بین الملل و همه سازمان های حقوق بشر می‌خواهیم که با فشار به دولت ايران مانع اجرای اين احکام اعدام شوند. ما از آقاي بان کی مون به عنوان رییس سازمان ملل متحد می‌خواهیم که به دولت ایران مسئوليت های خود در قبال قوانين حقوق بشر را گوشزد کرده و برای نجات جان شهروندان ايرانی همه اقدامات لازم حتی تعلیق عضويت ایران در سازمان ملل تا زمان التزام به قوانين حقوق بشر را به عمل آورند.


    . ما همه وبلاگ نویسان و همه فعالين حقوق بشر و سازمانهاي حقوق بشر را به پیوستن به این کمپين و به اقدام فوری برای توقف مجازات اعدام در ایران به طور کلی و توقف مجازات اعدام محمد رضا علی زمانی, آرش رحمانی پور؛ رضا خادمی, حامد روحي نژاد و ناصرعبدالحسینی به طور اخص فرا می‌خوانیم . . .

    برای حمایت از این فراخوان به وبلاگ وبلاگ نویسان علیه اعدام مراجعه کنید